خرید بک لینک

کاش به ما ياد میدادن که از اشتباه کردن نترسيم:
يه روزی از يه جايی به بعد ترسيديم.
از اشتباه کردن،
از رویاپردازی کردن،
از تجربه کردن و خیلی چیزای دیگه
کجا بود و چه وقت که واژههای اشتباه و غیرمعمول رو برای کارهایی که انجام داديم استفاده کرديم؟
يادتون مياد کی بود و کجا؟ یا اینکه چه کسی بود که به ما ياد داد و لب گزیدیم و گریه کردیم و ناراحت شدیم و نا امید حتی.
ای کاش نمیترسيديم، و نمیترسوندنمون
ای کاش به ما ياد میدادن که از اشتباه کردن نترسیم و اشتباهاتمون رو بپذیریم و از هر اشتباه یاد بگیریم

به نظرم هيچ اشتباهی، اشتباهی نيست. اگه ما اشتباه نکنيم معنيش اين نيست که آدمای خوبی هستيم. معنيش اين نيست که عاقليم. معنيش اين نيست که موفقيم. معنیش این نیست که خیلی میفهمیم.
اشتباه نکردن فقط يه معنی داره. يعنی هيچ کاری نکرديم!

من فکر میکنم فقط آدمايی که زياد اشتباه کردن، میتونن کمتر اشتباه کنند!

خوش به حال کسانی که تو زندگیشون آدمهایی هستن که بهشون اجازه میدن اشتباه کنند و یاد بگیرند.
خوش به حال کسانی که به جای شنیدن «خاک بر سرت» و «تو چقدر بیلیاقتی» و «تو که عرضه هیچ کاری نداری» و «تو که هیچی نمیفهمی دست به چیزی نزن» و «کاری نکن» و «حرفی نزن»؛

ایرادی نداره یه بار دیگه امتحان کن
برای منم پیش اومده نگران نباش
همه چی درست میشه یه کم بیشتر دقت کن
من همه چی رو حل میکنم تو مراقب خودت باش و ببین چرا این اتفاق افتاد رو میشنوند.

حتی اگه اشتباهات ما برای اونها گرون تموم بشه.

خوشحالی یعنی با کسانی کارکنی و با کسانی زندگی کنی که به تو اجازه اشتباه کردن ميدن، اجازه تجربه کردن و يادگرفتن.

پینوشت اول : احتمالاً این نوشته آخرین نوشته من در این وبلاگ هست.

پینوشت دوم: الان که دارم مینویسم بیرون برف میاد. هوا خیلی سرده. اما زمستون یه قراره نه یه فصل، وقتی که دست آدم نه به سوز سرما که به سوز نبودنی کرخت شده.

برچسب: اشتباه,غیرمعمول, نویسنده: مهتاب کوشکی تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 2:15

صفحه بندی