خرید بک لینک

داشتم کتاب راهنمایشوربختی پاول واتسلاویک را که سه سال پیش خریده بودم_ و تا امروز میان کتابها گم شده بود_ ورق میزدم که رسیدم به حکایتی که در ادامه مینویسیم. راستش کتاب حرف جدید زیادی نداشت. چون پیش از این تکنیکهای اثربخش برای بدبختی (1) و (2) را خوانده بودم.

اما گفتم هم تمرینی است برای یادگیری زبان و هم بهانهای برای نوشتن یک پست جدید :))

بابی جو کیسی (Bobby joe Keesee) به دلیل گروگان گیری و کشتن معاون کنسول آمریکا در شهر ارموسیلوی مکزیک در حال گذراندن بیست سال زندان مجازات خود بود. زمانی که قاضی پیش از صدور حکم از او پرسید آیا برای دفاع از خود حرفی دارد؟

پاسخ داد:

There is nothing more I could say. I got involved in somthing I realize was wrong

I got involved : هم به کاری دانسته و هم به کاری نادانسته مربوط میشود.

I realize : آنچه اکنون میدانم و میفهمم.

wrong : اشتباه

احتمالاً چیزی که باعث شد سه سال پیش این کتاب رو بگیریم عنوان کتاب بوده که به همراه چند کتاب دیگه گرفتم. شاید فکر میکردم یک کتاب طنز باشه. چون ما معمولا دنبال کتابهای به سوی کامیابی و شادمانی و خوشبختی هستیم. قاعدتاً هیچکس خواهان بدبختی نیست و چون دغدغه بدبخت شدن نداشتم خوندن کتاب به تعویق افتاده و تا امروز به دست فراموشی سپرده شده و بین کتابها گم شده.

پاول واتسلاویک خیلی دقیق راههای خوب و کاملا ملموس و کاربردی برای بدبخت شدن ارائه میده که با خوندنش در کمال حیرت و ناباوری میبینیم که ما هر روز به شدت در تلاش هستیم تا خودمون رو بدبخت کنیم و اتفاقاً به خوبی هم در این کار مهارت داریم و اصلاً نیازی به راهنما نداریم.

داستایوسکی همون اول بر میگرده میگه: "هیچ چیز تحمل ناپذیرتر از چندروز خوشبختی نیست!"

من الان میفهمم که این همه سال در حال بدبخت کردن خودم بودم و خبر نداشتم، حتی با نخوندن این کتاب!

من الان میفهمم که اگه آدم کاملاً خوشبخت باشه، خودش دست به تلاش میزنه تا این خوشبختی رو به هم بزنه و نابود کنه.

برچسب: نویسنده: مهتاب کوشکی تاريخ: چهارشنبه 21 مهر 1395 ساعت: 15:32

صفحه بندی